تبليغاتX
دنيای يک بانوی خاموش
16 Oct 2006

 

 

 

اخ یکی بود یکی نبود

یه عاشقی بود که یه روز

بهت می گفت دوست داره

اخ که دوست داره هنوز

 

دلم یه دیوونه شده

واست بی ازاره هنوز

از دل دیوونه نترس

اخ که دوست داره هنوز

وای که دوست داره هنوز

 

شب که می شه به عشق تو

غزل غزل صدا می شم

ترانه خونه قصه ی

تمومه عاشقها می شم

 

شب که می شه به عشق تو

غزل غزل صدا می شم

ترانه خونه قصه ی

تمومه عاشقها می شم

 

گفتی که با وفا بشم

سهم من از وفا تویی

سهمه من از خودم تویی

سهمه من از خدا تویی

 

گفتی که دل تنگی نکن

اخ مگه می شه نازنین

حال پریشونه منو

ندیدیو بیا ببین

 

شب که می شه به عشق تو

غزل غزل صدا می شم

ترانه خونه قصه ی

تمومه عاشقها می شم

 

شب که می شه به عشق تو

غزل غزل صدا می شم

ترانه خونه قصه ی

تمومه عاشقها می شم

 


  11:25 PM   شبنم   | 

6 Oct 2006

 

 

تن  تو مثل یه پیچک

تن من مثل یه دیوار

تن من خواهش موندن

تن تو خسته ز پیکار

تن من خواهش موندن

تن تو خسته ز پیکار

توی طوفان حوادث

نمیخواد بی تو رها شه

 

برای تنی که خسته است

تو همیشه جون پناهی

من می خوام با تو بمونم

تو  رفیق نیمه راهی

برای تنی که خسته است

تو همیشه جون پناهی

من می خوام با تو بمونم

تو  رفیق نیمه راهی

 

من همیشه مهربونم

شونه ی من همه خواهش

برای اون تن نازک

دست من پر از نوازش

سر بذار به روی شونه ام

تا بری به خواب سنگین

من برات قصه می خونم

از گذشته های شیرین

 

برای تنی که خسته است

تو همیشه جون پناهی

من می خوام با تو بمونم

تو  رفیق نیمه راهی

برای تنی که خسته است

تو همیشه جون پناهی

من می خوام با تو بمونم

تو  رفیق نیمه راهی

 

تن من خواهش موندن

تن تو خسته ز پیکار

تن عاشقم نمی خواد

لحظه ای از تو جدا شه


  11:47 AM   شبنم   | 

27 Sep 2006

 

 

 

 

 

 

نه اون عاشق سرخورده منم

نه بیتاب و سر سپرده تویی

هردوتا ، بی صدا ، فقط مست نگاهیم

نه حاظر به گفتن از دل منم

نه از هم یه لحظه غافل تویی

لحظه ها ، میگذرن ، هردو چشم براهیم

 

اهاها ها ها اها ها ها ها

ببین غرور مارو چه دور از هم نشونده

اها ها هاها اها ها هاها

تو این سکوت یه دنیا حرف نگفته مونده

 

کی دیده قلبی رو که از نگاهی بی قراره

کی دیده نفسایی که میوفتن به شماره

کی دیده رنگ عشقو که رو گونه ها می شینه

کی اینجا بین ما عاشق دلباخته می بینه

 

اره هیشکی ندیده من که دیدم تو که دیدی

این قصه ی عشقو من شنیدم تو شنیدی

 

من و تو هردو مغرور

چرا اینطور اثیریم

که حتی نمی تونیم ، چشم از هم بگیریم

من و تو هردو مغرور

چرا اینظور اثیریم

 اخه هردو میدونیم ، برای هم می میریم

اهاها ها ها اها ها ها ها

ببین غرور مارو چه دور از هم نشونده

اها ها هاها اها ها هاها

تو این سکوت یه دنیا حرف نگفته مونده

 

نه اون عاشق سرخورده منم

نه بیتاب و سر سپرده تویی

هردوتا ، بی صدا

نه حاظر به گفتن از دل منم

نه از هم یه لحظه غافل تویی

لحظه ها ، میگذرن

 

کی دیده قلبی رو که از نگاهی بی قراره

کی دیده نفسایی که میوفتن به شماره

کی دیده رنگ عشقو که رو گونه ها می شینه

کی اینجا بین ما عاشق دلباخته می بینه

 

اره هیشکی ندیده ، من که دیدم تو که دیدی

این قصه ی عشقو ،  من شنیدم تو شنیدی

 

 

من و تو هردو مغرور

چرا اینطور اثیریم

که حتی نمی تونیم ، چشم از هم بگیریم

من و تو هردو مغرور

چرا اینظور اثیریم

 اخه هردو میدونیم ، برای هم می میریم

 

 

 

 

 


  8:21 PM   شبنم   | 

Copyright © All Rights Reserved for http://parandekochoolo.blogfa.com