

اخ یکی بود یکی نبود
یه عاشقی بود که یه روز
بهت می گفت دوست داره
اخ که دوست داره هنوز
دلم یه دیوونه شده
واست بی ازاره هنوز
از دل دیوونه نترس
اخ که دوست داره هنوز
وای که دوست داره هنوز
شب که می شه به عشق تو
غزل غزل صدا می شم
ترانه خونه قصه ی
تمومه عاشقها می شم
شب که می شه به عشق تو
غزل غزل صدا می شم
ترانه خونه قصه ی
تمومه عاشقها می شم
گفتی که با وفا بشم
سهم من از وفا تویی
سهمه من از خودم تویی
سهمه من از خدا تویی
گفتی که دل تنگی نکن
اخ مگه می شه نازنین
حال پریشونه منو
ندیدیو بیا ببین
شب که می شه به عشق تو
غزل غزل صدا می شم
ترانه خونه قصه ی
تمومه عاشقها می شم
شب که می شه به عشق تو
غزل غزل صدا می شم
ترانه خونه قصه ی
تمومه عاشقها می شم



تن تو مثل یه پیچک
تن من مثل یه دیوار
تن من خواهش موندن
تن تو خسته ز پیکار
تن من خواهش موندن
تن تو خسته ز پیکار
توی طوفان حوادث
نمیخواد بی تو رها شه
برای تنی که خسته است
تو همیشه جون پناهی
من می خوام با تو بمونم
تو رفیق نیمه راهی
برای تنی که خسته است
تو همیشه جون پناهی
من می خوام با تو بمونم
تو رفیق نیمه راهی
من همیشه مهربونم
شونه ی من همه خواهش
برای اون تن نازک
دست من پر از نوازش
سر بذار به روی شونه ام
تا بری به خواب سنگین
من برات قصه می خونم
از گذشته های شیرین
برای تنی که خسته است
تو همیشه جون پناهی
من می خوام با تو بمونم
تو رفیق نیمه راهی
برای تنی که خسته است
تو همیشه جون پناهی
من می خوام با تو بمونم
تو رفیق نیمه راهی

تن من خواهش موندن
تن تو خسته ز پیکار
تن عاشقم نمی خواد
لحظه ای از تو جدا شه


نه اون عاشق سرخورده منم
نه بیتاب و سر سپرده تویی
هردوتا ، بی صدا ، فقط مست نگاهیم
نه حاظر به گفتن از دل منم
نه از هم یه لحظه غافل تویی
لحظه ها ، میگذرن ، هردو چشم براهیم
اهاها ها ها اها ها ها ها
ببین غرور مارو چه دور از هم نشونده
اها ها هاها اها ها هاها
تو این سکوت یه دنیا حرف نگفته مونده
کی دیده قلبی رو که از نگاهی بی قراره
کی دیده نفسایی که میوفتن به شماره
کی دیده رنگ عشقو که رو گونه ها می شینه
کی اینجا بین ما عاشق دلباخته می بینه
اره هیشکی ندیده من که دیدم تو که دیدی
این قصه ی عشقو من شنیدم تو شنیدی
من و تو هردو مغرور
چرا اینطور اثیریم
که حتی نمی تونیم ، چشم از هم بگیریم
من و تو هردو مغرور
چرا اینظور اثیریم
اخه هردو میدونیم ، برای هم می میریم
اهاها ها ها اها ها ها ها
ببین غرور مارو چه دور از هم نشونده
اها ها هاها اها ها هاها
تو این سکوت یه دنیا حرف نگفته مونده
نه اون عاشق سرخورده منم
نه بیتاب و سر سپرده تویی
هردوتا ، بی صدا
نه حاظر به گفتن از دل منم
نه از هم یه لحظه غافل تویی
لحظه ها ، میگذرن
کی دیده قلبی رو که از نگاهی بی قراره
کی دیده نفسایی که میوفتن به شماره
کی دیده رنگ عشقو که رو گونه ها می شینه
کی اینجا بین ما عاشق دلباخته می بینه
اره هیشکی ندیده ، من که دیدم تو که دیدی
این قصه ی عشقو ، من شنیدم تو شنیدی
من و تو هردو مغرور
چرا اینطور اثیریم
که حتی نمی تونیم ، چشم از هم بگیریم
من و تو هردو مغرور
چرا اینظور اثیریم
اخه هردو میدونیم ، برای هم می میریم

