

بنویس از سر خط
بنویس که دلت دیگه به یاد اون نیست
بنویس که بدونه
وقتی نباشه قلبت از غصه خون نیست
اون که گذاشت و رفت
یه روز سرش به سنگ می خوره بر میگرده
دیگه صداش نکن
بذار خودش بیاد دنبالت بگرده
بنویس از سر خط
بنویس که دلت دیگه به یاد اون نیست
بنویس که بدونه
وقتی نباشه قلبت از غصه خون نیست
اون که گذاشت و رفت
یه روز سرش به سنگ می خوره بر میگرده
دیگه صداش نکن
بذار خودش بیاد دنبالت بگرده
دیگه گریه نکن
اخه اشک تو باعث شادی اونه
دیگه به پاش نسوز
اخه اون واسه تو دیگه دل نمی سوزونه
اگه می خواست می موند
حاله که رفت و غصه اش رفته ز یادم
اگه پیشم می موند
میدید جز اون به هیشکی دل نمی دادم
دیگه گریه نکن
اخه اشک تو باعث شادی اونه
دیگه به پاش نسوز
اخه اون واسه تو دیگه دل نمی سوزونه
اگه می خواست می موند
حاله که رفت و غصه اش رفته ز یادم
اگه پیشم می موند
میدید جز اون به هیشکی دل نمی دادم
بنویس از سر خط
بنویس که دلت دیگه به یاد اون نیست
بنویس که بدونه
وقتی نباشه قلبت از غصه خون نیست
اون که گذاشت و رفت
یه روز سرش به سنگ می خوره بر میگرده
دیگه صداش نکن
بذار خودش بیاد دنبالت بگرده



ندونسته
دلمو به غریبه سپردم
اون غریبه رو ساده شمردم
گول حرفای نابشو خوردم
رفت از این شهر
که دلم رو به خون بکشونه
جون من رو به لب برسونه
جای دیگه اتیش به سوزونه
ندونستم که غریبه
هرچی باشه یه غریبست
ندونستم که غریبه
هرچی باشه یه غریبست
یه غریبه ، اومد از راه با من اشنا شد
با تموم خستگی هاش با من هم صدا شد
یه دل از محبت ، گرم و با صفا شد
به غرور گذشته رسیدم ، به هوای گذشته پریدم
چیییی بگم ؟
ندونستم که غریبه
هرچی باشه یه غریبست
ندونستم که غریبه
هرچی باشه یه غریبست
ندونسته
دلمو به غریبه سپردم
اون غریبه رو ساده شمردم
گول حرفای نابشو خوردم
رفت از این شهر
که دلم رو به خون بکشونه
جون من رو به لب برسونه
جای دیگه اتیش به سوزونه
ندونستم که غریبه
هرچی باشه یه غریبست
ندونستم که غریبه
هرچی باشه یه غریبست
ندونستم که غریبه
هرچی باشه یه غریبست
ندونستم که غریبه
هرچی باشه یه غریبست
هرچی باشه یه غریبست



دلمو بردی باز از اون دیگه چی می خوای ؟
دارو ندارم مال تو دیگه چی می خوای ؟
برو بذار بسوزم من با بی کسی هام
برو بذار بمونم با دلواپسی هام
هیچی نپرس . فقط برو
ولی فراموشم نکن
شمعم و اب می شم به پات
برو و خاموشم نکن
اگه یه روز ورق زدی دفتر خاطراتتو
یادت بیاد قلب منومی شینه چشم به راه تو
می شینه چشم به راه تو
اره برو ولی بدون اینجا یکی می مرد برات
باور نکردی عشقشو اگه قسم می خورد برات
میری برو ولی فقط اینو یادت باشه عزیز
اشک زلالتو جلو چشم غریبه ها نریز
هیچی نپرس . فقط برو
ولی فراموشم نکن
شمعم و اب می شم به پات
برو و خاموشم نکن
دلمو بردی باز از اون دیگه چی می خوای ؟
دارو ندارم مال تو دیگه چی می خوای ؟
برو بذار بسوزم من با بی کسی هام
برو بذار بمونم با دلواپسی هام



غربت من هرچی که هست،
از با تو بودن بهتره
اخر خط زندگیم ،
این نفسای اخره
وقتی دارم با هر نفس ،
از این زمونه سیر می شم
وقتی با یه زخم زبون ،
از این و اون دلگیر می شم
این اخر راه دیگه ،
باید که تنها بمیرم
تنها تو اوج بی کسی ،
تو غربت اروم بگیرم
باید برم باید برم ،
باید که بی تو بپرم
اخ که چه سنگین می زنه ،
این نفسای اخرم
سکوت من نشونه ی ،
رضایتم نیست می دونی
گلایه هامو می تونی ،
از توی چشمام بخونی
بگو اخه جرمم چیه ؟
که باید اینجور بسوزم
هیچی نگم داد نزنم ،
لبامو رو هم بدوزم
در به در غزل فروش ،
منم که گیتار می زنم
با هر نگاه به عکست انگار،
من خودمو دار می زنم
نفرین به عشق به عاشقی ،
نفرن به عشق منو تو
به ساده بودن منو،
به اون دل سیاه تو
نفرین به عشق به عاشقی،
نفرین به بخت و سرنوشت
به اون نگاه که عشقتو،
تو سرنوشت من نوشت



تو از متن کدوم رویا رسیدی ؟
که تا اسمت رو گفتی شب جوون شد
که از متن صدات دریا شکفت و
نگاه من پر از رنگین کمون شد
تو از خاموشی دل گیر رویا
صدام کردی صدام کردی دوباره
صدام کردی منو از بغض مهتاب
از اندوه شب و بغض ستاره
صدام کردی صدام کردی نگو نه
اگرچه خسته و خاموش بودی
تو بودی و صدای تو صدام زد
اگرچه دور و ظلمت پوش بودی
تو چیزی گفتی و شب جای من شد
من از نورو غزل دیوار شدم باز
تو گیج و ویج از خود گم شدن ها
من از من مردم و.... پیدا شدم باز
من از من مردم و پیدا شدم باز
از این تک بستر تنهایی عشق
از این دنج سقوط اخر من
صدام کردی که برگردم به پرواز
به اوج حس سبز با تو بودن
صدام کردی که رو خاموشی من
یه دنیا یاس نورانی بپاشی
برهنه از هراس و تازه از عشق
توی اغوش جان من رها شی
صدام کردی صدام کردی نگو نه
اگرچه خسته و خاموش بودی
تو بودی و صدای تو صدام زد
اگرچه دور و ظلمت پوش بودی
تو چیزی گفتی و شب جای من شد
من از نورو غزل دیوار شدم باز
تو گیج و ویج از خود گم شدن ها
من از من مردم و.... پیدا شدم باز
من از من مردم و پیدا شدم باز
صدام کردی صدام کردی نگو نه
اگرچه خسته و خاموش بودی
تو بودی و صدای تو صدام زد
اگرچه دور و ظلمت پوش بودی
تو چیزی گفتی و شب جای من شد
من از نورو غزل دیوار شدم باز
تو گیج و ویج از خود گم شدن ها
من از من مردم و.... پیدا شدم باز
من از من مردم و پیدا شدم باز


سلام به تمام دوستای خوب خودم
می بینید که حال و هوای وبلاگ عوض شده
. قالب رو عوض کردم اما متاسفانه اسم وبلاگ با قالب جور در نمیاد و هم خوانی نداره![]()
![]()
شما نظرتونو بدید و یه اسم خوب واسه وبلاگم پیدا کنید![]()
با تشکر / شبنم کوچولو![]()

باز هم امدی تو بر سر راهم
ای عشق می کنی دوباره گمراهم
دردا من جوانی را به سر کردم
تنها از دیار خود سفر کردم
دیریست قلب من از عاشقی سیر است
خسته از صدای زنجیر است
خسته از صدای زنجیر است
دریاااااا
اولین عشق مرا بردی
دنیاااااا
دم به دم مرا تو ازردی
دریااااا
سرنوشتم را به یاد اور
دنیااااا
سرگذشتم را مکن باور
من غریبی قصه پردازم
چون غریقی غرق در رازم
گم شدم در غربت دریا
بی نشان و بی هم اوازم
می روم شب ها به ساحل ها
تا بیابم خلوت دل را
روی موج خسته ی دریا
می نویسم اوج غم ها را
دریاااااا
اولین عشق مرا بردی
دنیاااااا
دم به دم مرا تو ازردی
دریااااا
سرنوشتم را به یاد اور
دنیااااا
سرگذشتم را مکن باور

امراض وبلاگي
لذا بر آن شديم تا چند نمونه از اين امراض را به همراه نشانه هاي باليني و در بعضي موارد، همراه با درمانشان به شما معرفي کنيم.
(جلوي هر بيماري، نام علمي آن بيماري هم ذکر شده است.)
***
در ابتدا سه بيماري شايع که اين روزها بيشتر ديده مي شوند را معرفي ميکنيم:
۱- ياس وبلاگي Weblog Madness
يکي از بيماريهاي شايع اين روزها بوده و به نوعي به سراغ همه خواهد آمد. اين مرض دلايل زياد و گوناگوني دارد که در اين مجال نمي گنجد ولي به طور خلاصه عبارتست از رسيدن وبلاگنويس به اين جمله که: «وبلاگ مينويسم که چي؟»
ممکن است عده اي از بيماران براي اين سوال خود به جوابي برسند و عده اي ديگر به جواب نرسند.
درمان: درمان قطعي نداشته و فقط بايد به بيمار فرصت و زمان داد تا به جواب برسد يا نرسد.
۲- هک شدگي Hacked
اين بيماري به دو صورت واقعي و مجازي امروزه بسيار رواج يافته است.
در صورت واقعي بودن، وبلاگ توسط هکري، هک ميشود. حال ممکن است هکر خوش انصاف بوده و فقط يادداشت کوچکي بگذارد و يا ممکن است بدجنس بوده و فاتحه وبلاگ را بخواند.
در نوع مجازي، خود وبلاگنويس براي ازدياد تعداد ويزيتورهايش که ناشي از بالا رفتن نمک خونش ميباشد، مثلا وبلاگ خود را به صورت يک وبلاگ هک شده در مي آورد. ممکن است در اين نوع هک شدگي مجازي، گند قضيه بعدا در بيايد و آبروي وبلاگنويس براي هميشه برود.
درمان: براي درمان هک شدگي واقعي، رعايت مسايل ايمني و براي درمان هک شدگي مجازي، خنديدن به وبلاگنويس با نمک توصيه ميشود.
۳- مردن Dieing
اين مرض نيز اين روزها بسيار شايع شده و عبارتست از مردن وبلاگنويس.
مانند مورد قبل به دو صورت واقعي و مجازي ديده ميشود.
درمان:در صورت مردن واقعي، چون مرگ حق است و هنوز هيچ درماني براي آن پيدا نشده، خدا وبلاگنويس را بيامرزد.
ولي درمورد مردن مجازي، وبلاگنويس براي افزايش تعداد ويزيتورهايش، دست به اين عمل کثيف ميزند و درمان آن گير آوردن نويسنده وبلاگ و کتک زدن او تا حديکه واقعا بميرد، ميباشد.
۴- سرطان قالب Template Cancer
اين بيماري ناشي از سردرگمي در ساخت قالب وبلاگ بوده و به طور قطع ميتوان گفت صد در صد وبلاگنويسان به آن مبتلا بوده، شده يا خواهند شد.
اين بيماري به سه صورت ظاهر ميشود:
الف) سردرگمي در ساخت قالب: که اکثر افراد تازه کار در زمينه طراحي صفحه به آن مبتلا ميشوند. يعني براي ساخت قالب وبلاگشان دچار نوعي سردرگمي شده که «چي بسازم» و «چطوري بسازم».
ب) سنگيني قالب: که بيشتر افراد نيمه مبتدي و نيمه ماهر با آن دست و پنجه نرم ميکنند و عبارتست از سنگين شدن وزن صفحه که با خطوط اينترنت در ايران، ميشود گفت نوع حادي از سرطان قالب ميباشد.
ج) ديوانگي قالب: اين نوع سرطان مبتدي و ماهر نميشناسد و به همه نوع وبلاگنويس حمله ميکند و عبارتست از طراحي ديوانه وار قالب که هم خود طراح و هم بازديد کننده را ديوانه ميکند.
براي درک بهتر اين مرض بهتر است به يک عدد اوتوبوس يا ميني بوس افغاني نگاه کنيد.
اجق وجق، منگوله هاي آويزان، کاغذهاي رنگي فراوان، گلهاي مصنوعي رنگ و وارنگ و ... که به ماشينهاي افغاني متصل هستند، مثال آشکاري از مرض ديوانگي قالب در دنياي بيرون است.
درمان:درمان قطعي سپردن طراحي قالب به کاردان و درمان مقطعي بي خيال طراحي شدن و استفاده از ساده ترين نوع قالبهاي آماده در بازار است.
۵- کمبود مطلب Matlabless
اين بيماري به سراغ تمام وبلاگنويسان آمده يا خواهد آمد و هيچ راه فرار و درماني به جز مرور زمان ندارد.
اين بيماري ناشي از کم آوردن مغز نويسنده در نوشتن ميباشد.
درمان: درمان قطعي نداشته و درمان مقطعي آن فقط دزديدن مطلب از ساير منابع مانند وبلاگها، کتابها، روزنامه ها، سايتها و ... ميباشد.
۶- اشتباه تايپي Type Mistake
مانند مرض فوق همه گير ميباشد و عبارتست از اشتباه تايپ کردن کلمات که ناشي از حواس پرتي نويسنده ميباشد. نمونه هاي بارز اين مرض در وبلاگ عظيم «Hoder» به کرات ديده شده.
درمان: فقط جمع کردن حواس پرت نويسنده ميباشد. البته بعد از پابليش کردن، امکان رفع اين بيماري وجود دارد و جزو بيماريهاي حاد شناخته نميشود.
۷- اشتباه نگارشي Writing Mistake
اين مرض فقط به سراغ عده ي خاصي از وبلاگنويسان مي آيد. آن عده که سواد کافي ندارند. و به سه نوع اشتباه املايي، انشايي و نگارشي دسته بندي ميشود.
درمان: درمان قطعي آن با سواد شدن نويسنده بوده و درمان مقطعي آن، گوش کردن به کامنتهاي ويزيتورهاي باسواد وبلاگ ميباشد.
۸- افسردگي بي ويزيتوري Visitor Depress
اين بيماري مختص وبلاگنويسهاي تازه کار بوده و عبارتست از افسردگي ناشي از بدون بازديد کننده بودن وبلاگ.
درمان: درمان قطعي مرور زمان و درمان مقطعي آن استفاده از روشهاي مافيايي براي شناساندن وبلاگ به ديگران ميباشد.
۹- افسردگي بي کامنتي Comment Depress
اين مرض برخلاف بيماري فوق، به سراغ همه وبلاگنويسان مي آيد ولي براي هر وبلاگي درجه اش متفاوت خواهد بود و عبارتست از نديدن پيامهاي ديگران در بخش نظرسنجي.
يکي از عوامل بروز اين بيماري، ننوشتن مطالب «کامنت برانگيز» در وبلاگ ميباشد.
يعني مطالبي نوشته شود که ويزيتور حرفي براي گفتن نداشته باشد.
درمان: درمان قطعي آن نوشتن مطالب کامنت انگيز و درمان مقطعي آن حذف سيستم نظرخواهي براي نديدن کامنتهاي نوشته نشده است.
۱۰- اشتياق براي شناخته شدن To be known Madness
اين بيماري مختص تازه کارها بوده و عبارتست از به هر دري زدن وبلاگنويس براي شناخته شدن در مجامع وبلاگي. در اين بيماري نويسنده خود را به در و ديوار و آب و آتش ميزند تا شناخته شود.
در مراحل حاد اين بيماري نويسنده سعي در شناساندن اقوام و خويشان و دوستان و همسايگان و حيوانات و ... خود دارد.
درمان: درمان قطعي مرور زمان بوده و درمان مقطعي آن توسل به زور يا شبکه هاي مافيايي براي شناساندن خود به جهانيان ميباشد.
۱۱- اشتياق براي شناخته نشدن To be unknown Madness
برخلاف بيماري قبل، اين مرض به سراغ وبلاگنويسهاي کهنه کار مي آيد. يعني ايشان دوست ندارند ديگران ايشان را بشناسند.
اين بيماري فقط درمورد وبلاگهاي سکس و سياسي قابل توجيه بوده و در ساير موارد به نوعي «قرطي بازي» تشبيه ميشود.
درمان: مخفي کاري و مواظبت بيشتر از اندازه از لو نرفتن آمار مريض در مجامع وبلاگي.
۱۲- ديد و بازديد زدگي Visiting Madness
اين مرض مبتدي و ماهر، تازه کار و کهنه کار، معروف و غير معروف و... نشناخته و به سراغ همه وبلاگنويسان مسئول و متعهد به مباني اخلاقي و آداب معاشرت مي آيد. به معني آنکه وبلاگنويس خود را موظف ميداند در هربار کانکت شدن به سراغ وبلاگهاي آشنايان و دوستان رفتن و يا براي ويزيتورهايي که برايش کامنت گذاشته اند، در وبلاگ خودشان کامنت بگذار.
درمان: درمان قطعي اين بيماري صبر و حوصله و ادامه دادن اين بيماري بوده و درمان مقطعي آن بي خيال آداب معاشرت شدن ميباشد.
۱۳- روان پريشي سرور Server Madness
اين بيماري به سراغ صد در صد وبلاگنويسان آمده يا خواهد آمد و عبارتست از خرابي سرويس دهنده وبلاگ يا سرويس دهنده خط اينترنت. و به معني خراب شدن وبلاگ است.
در اين حال نويسنده وبلاگ دچار نوعي روان پريشي شده که ممکن است بسيار خطرناک باشد.
درمان: هيچگونه درماني نداشته و فقط بايد همه چيز را به خدا واگذار کرد.
۱۴- ذوق زدگي Madnessism
اين مرض گريبانگير وبلاگهاي جوان و نوپا بوده و عبارتست از دچار ذوق زدگي مفرط شدن ناشي از لينک دادن يک وبلاگ معروف ماند «Hoder» است.
درمان: در کتب قديمي براي درمان اين بيماري، محلول «آب و قند» توصيه شده است.
۱۵- آويزان شدگي Delangounism
اين مرض نيز مانند مورد قبل به سراغ تازه کارها آمده و به نوعي مرحله اي عقب تر از بيماري فوق ميباشد. عبارتست از آويزان شدن از وبلاگهاي معروف براي لينک دادن به وبلاگشان.
درمان: تنها درمان پيشنهادي براي اين بيماري ادامه دادن به آويزان شدن است.
۱۶- رو در واسي زدگی Face to Face
به سراغ همه بلاگنويسان آمده و عبارتست از درون رو در واسي قرار گرفتن نويسنده براي لينک دادن و گذاشتن لوگوهاي وبلاگهاي دوستان در وبلاگ خود به طوريکه حاشيه وبلاگ از خود وبلاگ شلوغتر میشود.
درمان: درمان قطعي آن ادامه دادن به لينک دادن به ديگران و نماندن جايي براي مطالب خود نويسنده بوده و درمان مقطعي آن زدن خود به کوچه علي چپ و پر رو بازي در آوردن و لينک ندادن به ديگران است.
۱۷- تعارف بازي Here you areism
اين مرض گريبانگير وبلاگهايي ميشود که بيشتر از يک نويسنده دارند و عبارتست از تعارف بين نويسندگان در نوشتن مطلب که ممکن است به نوشته شدن هيچ مطلبي در مدت زمان طولاني بيانجامد.
درمان: درمان قطعي آن زمانبندي کردن نوشتن ها و يا داشتن يک مدير قدر و قلدر براي دستور دادن به نويسندگان است و درمان مقطعي به دوش کشيدن جور ديگران توسط مظلومترين نويسنده ميباشد.
۱۸- کل کل Kal Kal
همانطور که از اسم اين بيماري مشخص است، به معني کل کل نويسنده وبلاگ با ساير وبلاگهاست و تا حديکه به عفت خانم عمومي آسيبي وارد نشود مشکل ساز نبوده، بلکه بسيار مفرح نيز ميباشد.
درمان: چون اين بيماري ضرر رسان نيست، بهتر است درمان نشود و بيماري ادامه داشته باشد.
۱۹- خرابي کنتور Counter Error
که بسيار واضح بوده و از عوارض آن خرابي اعصاب نويسنده ميباشد.
درمان: عوض کردن فوري کنتور
۲۰- هاست ماندگي Host Error
بيشتر براي افرادي که از هاستهاي مجاني استفاده ميکنند پيش آمده و باعث خرابي فايلهاي موجود در هاست مانند لوگوها، عکسها، موسيقيها و ... ميشود.
درمان: درمان قطعي خريد يک هاست خوب و درمان مقطعي صبر و يا عوض کردن هاست با هاست مجاني ديگر است.
۲۱- زوج يافتگي Coupleism
اين بيماري نيز به سراغ اکثر وبلاگنويسان آمده يا خواهد آمد. در اين بيماري نويسنده بعد از مدتي نوشتن، پي ميبرد که براي افزودن جاذبه هاي توريستي در وبلاگش احتياج به زوج يا زوجه اي که کمکش نمايد، دارد.
اين بيماري به دوصورت واقعي يا مجازي ظاهر ميشود که يا زوج، يا زوجه واقعي بوده و يا زاييده تخيل نويسنده اوليه ميباشد.
نوع حادتر اين بيماري به صورت استفاده از فرزند (حتي هنوز به دنيا نيامده)، پدر، مادر، خواهر، برادر و ... است.
درمان: براي اين بيماري هنوز درماني پيدا نشده.
***
خوب... فعلا به همين تعداد از بيماريهاي شناخته شده و معروف وبلاگنويسان بسنده کرده و مابقي را در آينده توضيح خواهيم داد.
تذکر: اگر شما در خود پي به اين بيماريها برديد، توصيه ميکنيم که به درمانهاي معرفي شده اکتفا نکرده و خود نيز به دنبال روشهاي جديد درماني باشيد.
