تبليغاتX
دنيای يک بانوی خاموش

13 Feb 2009

با من امشب چيزي از رفتن نگو
نه نگو، از اين سفر با من نگو
من به پايان مي رسم از كوچ تو
با من از آغاز اين مردن نگو

كاش ميشد لحظه ها را پس گرفت
كاش ميشد از تو بود و با تو بود
ماش مي شد در تو گم شد از همه
كاش ميشد تا هميشه با تو بود

كاش فردا را كسي پنهان كند
لحظه را در لحظه سرگردان كند
كاش ساعت را بميراند به خواب
ماه را بر شاخه آويزان كند

ميروي تا قصه را غمنامه تدفين گل
ميروي تا واژه را باران خاكستر كن

ثانيه تا ثانيه پلواره‌ي ويران شدن
ميروي تا بخشي از جان مرا پرپركني

 

با من امشب چيزي از رفتن نگو
نه نگو، از اين سفر با من نگو
من به پايان مي رسم از كوچ تو
با من از آغاز اين مردن نگو


  12:43 PM   شبنم   | 

18 Aug 2008

دوست دارم سر بذارم رو شونه هات خوابم کنی ...

دوست دارم سپیده دم با بوسه بیدارم کنی ...


  6:27 PM   شبنم  

26 May 2008

من خوشحالم

میدانم

میدانم

میدانم که میخندم میدانم

من

خوشحالم میدانم ...


  11:9 AM   شبنم  

17 May 2008

 

 

سلام ای غروب غریبانه ی دل

سلام ای طلوع سحر گاه رفتن

سلام ای غم لحظه های جدایی

خداحافظ ای شعر شب های روشن

 

خداحافظ ای شعر شب های روشن

خداحافظ ای قصه ی عاشقانه

خداحافظ ای آبی روشن عشق

خداحافظ ای عطر شعر شبانه

 

 

 


  10:19 PM   شبنم  

15 May 2008

هر که عاشق شد منت از صد یار می باید کشید

بحر یک گل منت از صد خار می باید کشید

من به مرگم راضیم اما نمی آید اجل

بخت بد بین از اجل هم ناز می باید کشید


  10:23 AM   شبنم  

27 Feb 2008

کاش ... ای کاش ... ای کاش من شیزوفرنی داشتم ، ای کاش

کاش دختر توی آینه ، دختر توی آینه نبود ...

کاش دختر نبودم

.

.

.

کاشکی هامون چه زود کشک میشن

کاش

کشک

کاش ... کشک


  0:5 AM   شبنم   | 

5 Jan 2008

اینقدر از سر و ته خودم زدم و زدم و زدم ...

تا به هیچی رسیدم


  10:49 PM   شبنم  

31 Dec 2007

دلم برات تنگ شده بود ...


  11:27 AM   شبنم   | 

10 May 2007

 

 

پرنده کوچولو یکساله شد

نگاه غم انگیزش به اسمان بود و چشمان گرد و کوچکش رو به خورشید .

در دلش می خواند :

قایقی خواهم ساخت

دور خواهم شد از این خاک غریب

قایق از تور تهی

و دل در آرزوی مرغابی

همچنان خواهم خواند

همچنان خواهم راند

دور خواهم شد از این خاک غریب

پشت دریا شهریست

که در آن پنجره ها رو به تجلی باز است

-----------------------------------------

پرنده ی من ... یار روزها و شب های غم انگیزم . صفحه ی دلت همیشه سنگ صبورم بود . تولدت مبارک

حالا دیگر قایق من هم آماده است

دارم می روم

دلم برایت تنگ می شود ولی ... به قول پرستوی عاشق (( راه رفتنی را رفتن باید ))

روزها و شب هایت دیگر برای من طلف نخواهد شد . غمخوار من نخواهی بود . دل تنگی هایم برای خودم می ماند

تو آرام سرت را توی بال کوچکت کن و بخواب

خدا حافظ پرنده کوچولو .

 


  5:6 PM   شبنم   | 

2 May 2007

TinyPic image


  2:17 PM   شبنم   | 

Copyright © All Rights Reserved for http://parandekochoolo.blogfa.com